|
وبلاگنویس من و خوشاشیراز زین پس من برای تو خواهم نوشت. از تو خواهم گفت. وبلاگ نویس من ... راستی خوشا شیراز مهمان ماست فراموشش نكن
|
تو را که می بینم یاد جوانی خودم می افتم... تو خیلی شبیه منی دخترم! تو هم مثل من از شعر لذت می بری، نوشتن را دوست داری، هر فیلمی را نمی بینی... می دانی که حیف است نگاهت را برای هر فیلمی بگذاری دخترم! زمانی که من جوان بودم وقتی که 19سالم بود فیلمی ساخته شده بود که نامش فیلم خوب بود در جشنواره ی فیلم فجر جایزه برد در جشن خانه سینما جایزه برد در جشنواره ی بین المللی فیلم برلین جایزه برد در جشنواره ی فیلم دوربان، پولا، سیدنی، ایروان، آمستردام، فوکوئوکا، ونکوور و... جایزه برد... جایزه هایش به کنار وقتی گلدن گلاب در دستان سازنده اش آرام یافت او گفت: «وقتی بر روی صحنه میآمدم داشتم فکر می کردم که چه باید بگویم؟ آیا باید چیزی از مادرم یا پدرم بگویم، از همسر مهربانم، فرزندانم، دوستان خوبم یا از گروه فیلمبرداری عالی و دوست داشتنیام؟ اما حالا ترجیح میدهم از مردمام بگویم. فکر میکنم آنها حقیقتا مردمی صلح دوست هستند... بسیار متشکرم.» می دانم می دانم الان در ذهنت تصور می کنی که ایران هم وزنش طلا پاداش این حرفش را داد اما... دخترم شرمنده ام باید بگویم که سهم او از محبت ایران تبریک تلویزیونی عادل فردوسی پور در برنامه ی نود و تبریک رادیویی فرزاد حسنی در برنامه ی چه فرصتی چه شبی بود دخترم مردم جوانی من بی محبت نبودند فقط... فقط... فقط به نسیان مبتلا بودند. طبقه بندی: وبلاگ نویس، [ شنبه 1 بهمن 1390 ] [ 08:52 بعد از ظهر ] [ شهرزاد رحیم نژاد ]
[ نظرات ]
[ پنجشنبه 29 دی 1390 ] [ 02:52 بعد از ظهر ] [ شهرزاد رحیم نژاد ]
[ نظرات ]
[ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 07:19 بعد از ظهر ] [ شهرزاد رحیم نژاد ]
[ نظرات ]
[ پنجشنبه 15 دی 1390 ] [ 02:41 بعد از ظهر ] [ شهرزاد رحیم نژاد ]
[ نظرات ]
[ چهارشنبه 7 دی 1390 ] [ 05:01 بعد از ظهر ] [ شهرزاد رحیم نژاد ]
[ نظرات ]
دوستت دارم، برایت جان می دهم، می بوسمت، می بویمت که برای من یادآور خوش ترین خاطراتی... آخر تو دوست منی دلت را می شکنم، آزارت می دهم، دلخور می شوی، دلت می شکند از من... قربان دلت می روم... آخر تو دوست منی وقت های با تو بودنم زندگانی می کنم و وقت های بی تو زندمانی، چقدر زندگانی ام طولانی است که تو را در قلب خود دارم... آخر تو دوست منی حسرت داشتن خواهر و برادر به دلم مانده بود که تو شدی همه ی من، گذشته ام حال و آینده ام... آخر تو دوست منی هر ضربه ای که تازیانه ی روزگار بر پیکرت زد بر قلب من فرود آمد، دردهای درد تو است شادیهای لبخند توست التهابت تن من را می لرزاند و وقتی تو خوبی همه چیز آرام و زندگی زیباست آرزوهای تو آرزوی من است. من توام تو منی مرا اندک ولی برای همیشه دوست بدار طبقه بندی: وبلاگ نویس، [ جمعه 2 دی 1390 ] [ 10:45 قبل از ظهر ] [ شهرزاد رحیم نژاد ]
[ نظرات ]
[ چهارشنبه 30 آذر 1390 ] [ 03:48 بعد از ظهر ] [ شهرزاد رحیم نژاد ]
[ نظرات ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |